ميرزا محمد حيدر دوغلات
409
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مهماندارى عجز كلى روى مىدهد ، ديگر نمىدانيم كه به چه چيز از عهده خدمات شما توانم برآمد ؟ سالها بايد تا مثل شما عزيز مهمانى به خانه مثل من ميزبانى رسد و من از مهماندارى شما عاجز آيم ، اين آرمان را به چه تدارك توانم نمود ؟ و سر در پيش افكنده و آثار ملالت در بشره او ظاهر شد . خان توسعهء مشرب را براى خاطر قاسم خان به مشربه عرق وسيع گردانيد و قاسم خان ابتهاج بسيار نمود و صحبت درگرفت و مدت بيست روز به تعاقب تجرعات اقداح عرق تميز اشتغال نمودند . اواخر تابستان بود . قزاق به حكم قاسم خان ، روى به قشلاق نهادند . قاسم خان گفت ، اين زمان بر سر شيبان رفتن اشكالى دارد . مردم صحرا از اين زمان فكر زمستان نكند نمىشود و در اين زمان لشكر صورت پذير نيست . عذر لشكر گفت ، 315 اما به انواع انسانيت و ملاحيت ، خان را رخصت مراجعت داد . ( 183 پ ) و خود كوچ به جانب مقر اصلى كرد . خان از وى به اشد رضا برگشته به اندجان آمد . تيرماه 316 بود ، يكى از فضلاى بارگاه عليه « 1 » ، اين وقايع را « آشتى قزاق » 317 تاريخ يافته بود . ذكر كرامات حضرت « 2 » مولانا محمد قاضى و آنچه بدين حكايت تعلق دارد « 3 » حضرت مولانا - عليه الرحمة و الرضوان - در زمان استيلاء شاه اسماعيل بر شاهى بيگ خان و آمدن پادشاه به كومك وى به سمرقند ، از سمرقند به اندجان آمده بودند كه در ذكر احوال ايشان ، سبق يافته است . در اين زمان كه مذكور مىگردد ، حضرت مولانا در ولايت فرغانه مىبودند و امراى هر كس كه بود به ملازمت ايشان مبادرت نموده به دولت صحبت ايشان مستفيد مىگشت . بنده بر سبيل دوام دولت ملازمت ايشان را بر خود لازم گرفته بودم و ايشان را نيز انظار مرحمت اشفاق آثار را چنان كه در حين طفوليت در اوراتپه ، در وقت ابتلا در بخارا كه همه به شرح بيان رفته است ، بر حالم انداخته بودند و به بركت آن از آن ورطههاى هايله خلاصى يافته بودم . اين زمان به اضعاف آن مشرف مىساختند . و از ايشان خوارق عادات و احوال عجيبه مشاهده مىرفت . از جمله آنكه يكى از
--> ( 1 ) . نگ : - بارگاه عليه . ( 2 ) . نگ : - حضرت . ( 3 ) . نگ : - و آنچه . . . دارد .